رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

روزهای اذر ماه

1393/9/3 11:38
نویسنده : رومینا
435 بازدید
اشتراک گذاری
هوای امروز خیلی سرد هست اما
 خونه ما گرم مثله دل همه ی شما .

مرسی که همیشه جویای حالمون هستید 

مرسی که هستید .....مرسی که اجازه میدید خاطراتم رو با شما ها قسمت کنم .

مرسی که به من اجازه سپاسگذاری میدید .

مرسی که دلم رو گرم میکنید .

خدایا 

چقدر از این سنش راضی ام . چقدر صحبت کردن باهاش به من حس نمو و رشد میده !

چقدر از حل و فصل کردن و توضیح های جالبش لذت میبرم .

چقدر از تعریف کردن مسائل روزش لذت میبرم  .

با دستهای کوچولوش   برام میوه میاره  .

   به همه افراد  شما میگه . یه بار به عمو سامان گفت عمو تو بیا اینجا. زودی گفت  نه عمو  شما بیا اینجا خندونک

 فقط به من میگه میمینا خانوم خندونک

 حرفهای بزرگتر از سنش میزنه . 

 ادرس خونه همه  رو بلد هست . وقتی که  از خونه خارج میشیم  میگم میریم  خونه  رفعت  جون (مامان خودم )  شما ادرس بده من برم . خیلی قشنگ با انگشت  کوچولوش میگه میمینا برو اینجا بعد میگه دور بزن  .عاشق ادرس دادنش هستم

 حدود 1 هفته ایی میشه که از روغن کنجد استفاده  میکنم   و احساس کردم برای سلامتش بهتره هم برای خودمون هم رادوین .

 شبها  عادت داره که   دستهای من رو  بگیره  تا خوابش ببره  اصرار داره که دستشو رو ببره زیر بغلم همش میگه میمینا  خانوم( دیل پغل ) میخوام . 

اینم عکسهای دیگه ای از pocoyo که یکی از بامزه ترین شخصیت های یک انیمیشن انگلیسی هست یه شخصیت باهوش و شیرین و نازنین .

در حقیقت من خودم بیشتر از رادوین دوستش دارم ...جدا صورت و حرکاتش شبیه رادوین هست !!!

 

به رادوین  اموزش رد شدن از خیابون رو دادم و الان امکان نداره  که همینجوری بره تو خیابون . 

 میگه میمینا  خانوم . ببین ماشین  نمیاد پس  میتونم رد بشم . و خودش به ارامی عبور میکنه . و من همراهیش میکنم 

پنجشنبه جمعه گذشته به طور اتفاقی  نصمیم گرفتیم که با فاطی جون (مادر شوهری) بریم تهران خونه عمه جون . و رادوین خیلی خوشحال بود هنوزم که هست میگه بریم  تیران (تهران )خونه عمه . با دیدن عکسها  خاطرات براش زنده میشه و تا اخر شب  میگه بریم میمینا خانوم  بیا لباس بپوشبم بریم سوار ماشین بشیم بریم  تیران خونه عمه خنده

تو حیاط خونه عمه جون داری بازی میکنی 

 

با احسان تصمیم گرفتیم بریم شهر کتاب خیابون شریعتی کمی برات خرید کنیم خودمون هم چند تا کتاب میخواستیم . واقعا از دیدن  کتابها ی خوب و با تنوع بالا سیر نمیشدیم . .

این سری دنبال کتابخونه مخصوص کودک بودم  ولی متاسفانه وقت کمی داشتیم نشد که  رادوین رو  کتابخونه  مخصوص کودک ببرم . ولی سری بعد جز برنامه مون هست .

پسرم  عزیزم  خوشیختی زندگیم رو صد چندان کردی 

 با هم رفتیم پارک  و سر همدیگه  برگ میریختیم  و خوشحالی میکردیم و 

 

دیشب بردمش سرزمین سحر امیز  و با علاقه   داشت بازی میکرد ولی موقع  برگشت راضی نمیشد بیاد خونه  . 

فرشته معصوم من    

وقتی مادر میشی ، میشی یه پا پزشک خانواده 

میشی دیکشنری لغات ربان کودکت 

تو میفهمی اون چی میگه ..تازه واسه شوهرت هم ترجمه میکنی 

این یعنی دنیای تو ...

وقتی مادر میشی  عوض میشی ..

میشی یه خانوم نو و تازه به دنیا اومده ...پاک پاک .

سفید !.

 

پسندها (12)

نظرات (17)

مامانی رادین
3 آذر 93 14:23
یه عالمه بوس ابدار مخصوص لپای شیرین و خوشمزه رادوین نازم
رومینا
پاسخ
ممنونم عزیزم
مامان گل پسر
3 آذر 93 15:41
هزارماشالله خاله جون.. من و ساتیار هم از پوکویو خوشمون میاد.. چند وقتیه که هدهد رو نمیبینیم چون خیلی غمناکه.. خدا کنه بعد از ماه صفر پوکویو در حال پخش باشه ..
رومینا
پاسخ
امیدوارم برنامه دلخواهتون زودی پخش بشه دلم براتون خیلی تنگ شده .
خاله
3 آذر 93 15:42
خدا حفظش کنه و همیشه شاد باشید مامانی وبلاگ دختری منم بیاااااااااااااااااااااااا منتظریم
رومینا
پاسخ
ممنون به روی چشم
مامان گل پسر
3 آذر 93 15:44
شایدمن خیلی حساسم .. ولی رومیناجون وقتی از مادر شدن میگی.. وقتی از حس خودت به رادوین جون میگی، خیلی خوب درک میکنم و نمیدونم چرا اشکم درمیاد!!!!!! خدا بهمون کمک کنه تا برای بچه هامون مامان خوبی باشیم.. آمین!
رومینا
پاسخ
ولی اخه مامان ساتیار واقعا حس قشنگی هست امیدوارم همه این حس رو تجربه بکنن . اخه شما یه مامان نمونه و با احساسی هستید . خیلی دوستون دارم
شکوفه،مامان مانی و پانی
4 آذر 93 12:27
سلاااام میمینای عزیز و رادوین جوجوی ناز خودم خوبین؟ چقدر قشنگ نوشتی عزیزم.مثل همیشه.لایک بازم جوجو رو خونه ی عمه ببر و اینبار یه سرم به ما بزنین عزیزم. دوستون دارم خیلی زیاد آیکون بغل کردنو پیدا کردم
رومینا
پاسخ
ممنون عزیزم . شکوفه جونم ما رو همیشه شرمنده میکنی
مامان زهرا وسارا
4 آذر 93 21:34
سلام هزیزم رادوین گلی قشنگم عکس روی تابت رو دوس دارم قشنگ میخندی و قشنگ تر میشی ماشالله
رومینا
پاسخ
ممنون عزیزم
مامان مهراد
5 آذر 93 14:07
سلام آفرین به رادوین جون باهوش و با ادبم...... ای جونم قربونش برم با این شیرین زبونی هاش. واقعا بچه ها تو این سن خیلی شیرین میشن. ست لباس و کلاهش هم خیلی قشنگه . حتما کار مامان بزرگ مهربونه. مبارکه. عکس های رادوین چقدر قشنگ شده...
رومینا
پاسخ
مرسیییییییییییی همیشه ما رو با کامنتهای پر مهرت خجالت میدی بله کار دست مادر بزرگ خودم هست که برای نتیجه اش رادوین بافته
مامان مهراد
5 آذر 93 14:08
چقدر حس مادری رو زیبا نوشتی دقیقا همه اینها برای من هم صدق میکنه مخصوصا دیکشنری و پزشک
رومینا
پاسخ
ممنون مهری جونم . واقعا این حس ها رو همه مادر ها حس میکنن امیدوارم که همه تجربه کنند
مامان مهراد
5 آذر 93 14:11
من هم مهراد رو بردم شهر بازی الغدیر ولی خیلی استقبال نکرد و خوشش نیومد. بچم قانعه و بیشتر عاشق همون تاپ و سرسره است. ولی من کم نمیارم دوباره میبرمش تا خوشش بیاد بتونه لذت ببره.
رومینا
پاسخ
مهری جون خیلی تنوع بازیش کمه الغدیر سرزمین سحر امیز ولیعصر هم بردم رادوین بیخیال نمیشد که بیاد همه بازی ها رو 2 بار 2 بار سوار میشد
فرناز خاله ی آرسن جون
6 آذر 93 14:57
وای عزیزم خیلی زیبا نوشتی واقعا میشه فهمید که چقدر عشق مادر و فرزندی پاک و صافرادوین پوکویوی ما شیرین و جیگره آفرین به رادوین جوونم که اینقدر باهوشه بـــــــــــوووووووووس
رومینا
پاسخ
فدات بشم عزیزم
مامان طاها و رها
6 آذر 93 16:29
عصربه خیر خدا! هیچگاه کارهای کوچکی که برای دیگران انجام می‌دهید را متوقف نکنید، گاهی آن کارهای کوچک؛ بزرگترین بخش قلب آنها را اشغال می‌کند. سبک زندگیتون پر از دوستی و خدا
رومینا
پاسخ
ممنونم از کامنت بسیار قشنگت
آویسا
7 آذر 93 10:52
رومینا
پاسخ
مامان ملی و کوروش
8 آذر 93 10:26
جیگرتو برم پسر باهوششششششش هزار تا بوس برای رادوین خوش تیپ و عاقل
رومینا
پاسخ
مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوست نازو مهربونم . وایییییییییی که چقدر دوست داشتم پیشم بودی
مامان مهنوش
8 آذر 93 13:13
مثل همیشه از دیدن عکسای این شازده کوچولو و خوندن نوشته های قشنگ مادرانه مامان گلش لذت بردم
رومینا
پاسخ
ممنون مهرنوش گلم
مامان آروین
8 آذر 93 21:33
از صمیم قلب براتون آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم خدا گل پسر نازمونو براتون نگه داره
رومینا
پاسخ
عاطفه مامان ستیا
10 آذر 93 1:09
سلام رومیناجون...ببخشید که دیر سر میزنم شرمندهچقدر دلم واسه رادوین زیبا تنگ شده بود عسلممممممماون عکسی که رو چمن دراز کشیده خیلی نازه عزیز دلمو ببوسپسر مودب آفرین خاله😍
رومینا
پاسخ
فدات بشم عزیزم ممنون از محبتت گلم
الهه مامان مبین
15 آذر 93 16:47
ای جونم . همیشه به گردش عزیز دلم . عکساتون مثل همیشه عالی بودند . اون عکس رادوین که رو زمین خوابیده رو خیلی دوست دارم . بوووووووووووووووووووووووووووووس برای دوست خوبم و رادوین نازم
رومینا
پاسخ
فدات بشم عزیزم دوستون داریم شازده پسر ناز رو ببوس